باران عشق
| ||
|
عشق چیست... ه کودکی گفتند عشق چیست؟گفت:بازی
به نوجوانی گفتند عشق چیست؟گفت:رفیق بازی
به جوانی گفتند عشق چیست؟گفت:پول وثروت
به پیری گفتند عشق چیست؟گفت:عمر
به عاشق گفتند عشق چیست؟چیزی نگفت.
آهی کشید و سخت گریست!!!!!!
آوای سکوت... وای سکوت من آوای انتظار است و بس بمان تا زل بزنیم در افکار نو وپوسیده ی هم تا رهایی
کاش می شد... كاش ميشد با شقايق حرف زد
كاش ميشد آسمان را لمس كرد
A&Z پسورد تمام چیزهایم شماره ی تــــــ ــــــو شده است و من دائم شماره ی تو را میگیرم بدون آنکه صدایــــ ـــــــ ــــت را بشنوم.... آخرین تکه قلبم... خرين تكه قلبم را كه از آن حادثه سرخ مانده است به تو مي سپارم هر چند كه در چشمانت مسافري بيقرار مي بينم كه هر لحظه قصد سفر دارد.
سوختن برای عشق...
وقتی خورشید طلوع كرد از پشت پنجره كلبه ای قدیمی شمع سوخته ای را دید كه از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود. به او پوزخندی زد و گفت : دیشب تا صبح , خودت را فدای چه كردی ؟
شمع گفت : خودم را فدا كردم تا كه او در غربت شب غصه نخورد. خورشید گفت : همان پروانه كه با طلوع من ترا رها كرد ؟ شمع گفت : یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه كار می كند و برای كار خود هیچ توقعی از او ندارد زیرا كه شادی او را , شادی خود می داند. خورشید به تمسخر گفت : آهای عاشق فداكار ، حالا اگر قرار باشد كه دوباره بوجود آیی , دوست داری كه چه چیزی شوی ؟ شمع به آسمان نگریست و گفت : شمع ، دوست دارم دوباره شمع شوم. خورشید با تعجب گفت : شمع ؟ شمع گفت : آری شمع ؟؟؟ دوست دارم كه شمع شوم تا كه دوباره در عشقش بسوزم و شب پروانه را سحر كنم. خورشید خشمگین شد و گفت : چیزی بشو مانند من تا كه سالها زندگى كنی , نه این كه یک شبه نابود و نیست شوی.
شمع لبخندی زد و گفت : من دیشب در كناره پروانه به عیشی رسیدم كه تو در این همه سال زندگیت به آن نرسیدی !!! من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم. خورشید گفت : تو كه دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می كنی ؟ شمع با چشمانی گریان گفت : من برای خودم گریه نمی كنم , اشكم من برای پروانه است كه فردا شب در آن همه ظلمت و تاریكی چه خواهد كرد و گریست و گریست تا كه برای همیشه عزیزم...تاخط
+ زندگي ، نقطه سر خط ... بي وفاييت شده عادت عزيــــــزم ... نقطه ته خط !
شعرهای عاشقانه
بیا تا پیدا شم
تو باش تا من باشم هنوز می شینم به هوای دیدن توتو با این دل کندن کجا رفتی بی من بگو نزدیکم به شب رسیدن تو بیا که رها شم از اینهمه درد که صدا شم از این شب سرد که تموم بشه فاصله ها بیا که من از تو خسته ترم که من از من بی خبرمبه هوای خونه بیا تا پیدا شمتو باش تا من باشم هنوز می شینم به هوای دیدن توتو با این دل کندن کجا رفتی بی من بگو نزدیکم به شب رسیدن تو بیا که رها شم از اینهمه دردکه صدا شم از این شب سرد که تموم بشه فاصله هابیا که من از تو خسته ترم که من از من بی خبرم به هوای خونه بیاتا پیدا شم نزار تنها باشم هنوز میشینم به هوای دیدن توتو شب رسیدن تو به هوای دیدن توتو شب رسیدن تو
عشق ![]() گل عشقت كه می بویم به یاد آن نگاه خیس و نم ناكت |
|
[ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] |